تبلیغات
عاشقانه ی عاشقانه ی عاشقانه - لولو

نگارش در تاریخ چهارشنبه 18 خرداد 1390 توسط دلداده شیرازی

مادر گفت:اگر غذات رو نخوری می گم «لولو» بیآد بخورتت، كودك باز هم گریه كرد،مادر داد زد:«لولو» بیا!، لولو آمد، كودك خندید. مادر گفت:« لولو! واقعاً ما لولوها بچه هامون رو باید از چی بترسونیم؟!»


"ارژنگ حاتمی"




طبقه بندی: داستان کوتاه کوتاه، 
برچسب ها: داستان، کوتاه، داستان کوتاه، داستانهای خیلی خیلی کوتاه،