تبلیغات
عاشقانه ی عاشقانه ی عاشقانه - داستان کوتاه کوتاه

نگارش در تاریخ سه شنبه 17 خرداد 1390 توسط دلداده شیرازی

پسرک به اطراف نگاه کرد.

جلو رفت:فکر کنم خیلی وقت باشه که تو ام یه سیب درسته نخورده باشی

و هویج را از تو صورت آدم برفی برداشت.

به آن گاز کوچکی زد

و با سرعت از آن جا دور شد.

هنوز چند لحظه ایی از رفتن پسرک نگذشته بود

که یکی از ذغال ها از جای چشم آدم برفی در آمد

و روی زمین افتاد.

"سهیل میرزایی"

"""دوستان...از امروز میخوام داستان کوتاه کوتاه براتون بذارم توی وبلاگ...البته با حفظ امانتداری تا جایی که بتونم....از خودمم داستان میذارم ...البته اگه بشه اسمشو گذاشت داستان کوتاه....آخه تازه کارم.....میتونین با ارسال نظر خصوصی داستاناتونو واسم بفرستین تا بذارمشون تو وبلاگ....سپاس از نظراتتون پیش پیش.."""




طبقه بندی: داستان کوتاه کوتاه، 
برچسب ها: داستان کوتاه، داستان کوتاه کوتاه، short story، very short story، story، stories، داستان های خیلی کوتاه، داستان خیلی کوتاه،